اَمَهُ‌الله تسنیم الگویی برای بانوان

اَمَهُ‌الله تسنیم الگویی برای بانوان

- دربانوان, مطالب ویژه
510
0

بانویی از  سادات حسنی؛

 

بانوان در طول تاریخ نقش مهمی در تربیت فرزندان و اصلاح جامعه داشته‌اند و در قرآن، احادیث و روایات تاریخی از بانوان فرهیخته به نیکی یاد شده است؛ از حضرت مریم علیه‌السلام و عفت و پاکدامنی او یاد شده و حضرت آسیه اسوه صبر و استقامت معرفی شده است. از وفا و فداکاری ام‌المؤمنین حضرت خدیجه رضی‌الله‌عنها و زهد و تقوای حضرت فاطمه رضی‌الله‌عنها پیوسته به نیکی یاد می‌شود. خداوند متعال در آیاتی که به اعمال نیک و صفات خوب تشویق و ترغیب می‌کند، مرد و زن، هر دو را مورد خطاب قرار می‌دهد و هر دو را به مسابقه و رقابت فرامی‌خواند، و در جایی که از مردان نیک ذکری به‌میان می‌آورد، زنانی که حامی و همکار آنان بوده‌اند را نیز ذکر می‌کند تا بدین‌گونه اعتماد به‌نفس را در زنان بپروراند و آنان را به این باور برساند که بانوان نزد الله و در جامعه جایگاه ویژه‌ای دارند، و باید با تعاون و همکاری با مردان در راه ساختن جامعه آرمانی براساس تقوا سعی و تلاش کنند.

در میان زنان معاصر امَهُالله تسنیم معروف به عایشه‌بی، خواهر علامه سید ابوالحسن علی ندوی، یکی از بانوان نمونه‌‌ای است که برای اصلاح جامعه و خدمت به اسلام سال‌ها فعالیت ‌کرد. این خواهر مثل برادرش به مطالعه و ترجمه و تألیف ‌پرداخت و برای اصلاح جامعه برنامه‌ریزی ‌کرد. هر دو در این راه حامی و مشوق یکدیگر بودند و خواهر در بین زنان و برادر در بین مردان  مرجع و راهنما قرار گرفتند و نقش آفریدند. در این نوشتار این بانوی نمونه معرفی شده و از گوشه‌هایی از زندگی‌اش سخن رفته است. به این امید که زندگی او الهام‌بخش زنانی باشد که می‌خواهند در تربیت و اصلاح و احیای فکر دینی نقش ایفا کرده، گام‌های مؤثری بردارند.

 

ولادت در خانوادهای ویژه

اَمَهُالله تسنیم در ‌روستای تکیه‌کلان از توابع شهر رائی‌بریلی در روز پنج‌شنبه ۱۲ جمادی الاولی ۱۳۲۶هـ/ ۱۸ژوئن ۱۹۰۸م. به دنیا آمد. اسمش را امَهُالله تسنیم گذاشتند. البته بعدها به عائشه‌بی معروف شد.

امَهُالله از خاندان سید شاه علم‌الله حسنی است که از علم‌بر‌داران ترویج عقیده  توحید و سنّت و مبارزه با بدعات و خرافات در هند بوده است. شاه علم‌الله حسنی (۱۰۳۳ـ ۱۰۹۶هـ) عالمی وارسته و مرشدی کامل بود که در دوره شاه‌جهان عالمگیر در رائی‌بریلی می‌زیست. ایشان به یک واسطه (سید آدم بنوری) خلیفه امام احمد سرهندی مجدّد الف ثانی بوده است. الله تعالی نسل‌‌اندرنسل در فرزندان ایشان اولیا، علما و مجاهدان را به‌وجود آورد. از مشهورترین آنها یکی مجاهد نستوه سید احمد شهید است که در شبه‌قاره امام و امیر لقب گرفت، و دیگری علامه سید ابوالحسن علی حسنی امام دعوت و متفکر معاصر جهان اسلام است.

خانواده اَمَهُالله نیز خانواده‌ای ویژه بود. والدین و اعضای این خانواده همگی زاهد و عابد و اهل‌علم بوده‌اند. پدرش مولانا حکیم سید عبدالحی حسنی شخصیتی برجسته، عالمی محقق، ادیبی توانا و شاعری خوش‌ذوق بود. ایشان در باب تزکیه و احسان و ارتباط با الله نخست از محضر پدرش مولانا حکیم سید فخرالدین خیالی فیض‌ یافت، سپس از مولانا شاه ضیاءالنبی حسنی اجازه و خلافت گرفت، و با حاجی امدادالله مهاجر مکی نیز از طریق مکاتبه بیعت کرد. در باب فراگیری علم و دانش از شاه فضل‌الرحمن گنج‌مرادآبادی، مولانا نذیرحسین محدّث دهلوی و مولانا رشیداحمد گنگوهی اجازه حدیث گرفت، و در محضر حکیم‌الامت مولانا اشرف‌علی تهانوی نیز زانوی تلمذ زد. پس از فراغت از تحصیل نیز سال‌ها به تدریس قرآن، حدیث، ادبیات اردو و طب پرداخت.

مادرش سیده خیرالنساء بانویی عابد و حافظ قرآن بود، و برای سیر مراحل معنوی و عرفانی با حضرت مولانا الیاس رحمه‌الله بیعت کرده بود و به تلاوت، نوافل، عبادات، دعا و مناجات بسیار اهتمام می‌ورزید. وی دو مجموعه نعت و مناجات با عنوان‌ «باب رحمت» و «کلید باب رحمت» دارد که جزء برنامه روزانه بسیاری از خانواده‌ها قرار گرفت.

اَمَهُالله دو برادر و یک خواهر داشت که هر کدام مایه خیر و برکت برای مسلمانان هند و جهان اسلام شدند. برادر بزرگترش مولانا حکیم دکتر سید عبدالعلی حسنی ناظم ندوه‌العلماء بود، و برادر دیگرش علامه ابوالحسن علی حسنی ندوی آخرین فرزند این خانواده بود که در عرصه‌های مختلف از قبیل تعلیم‌وتربیت، دعوت‌واصلاح، ارشادوتزکیه، تصنیف‌و تحقیق، حفاظت از شریعت، دفاع از حقانیت و جهان‌شمولی اسلام، و معرفی شخصیت‌های برجسته اسلام خدمات شایانی انجام داد.

خواهرش سیده اَمَهُالعزیز دختر بزرگ خانواده بود که از مولانا دکتر عبدالعلی کوچک‌تر و از اَمَهُالله تسنیم چهار سال بزرگ‌تر بود. این خواهر به‌منظور اصلاح و خودسازی با شیخ‌الحدیث مولانا محمدزکریا کاندهلوی بیعت کرده بود و با ایشان مکاتبه داشت. او در سادگی، سخاوت، ورع، تقوی، زهد و قناعت در میان زنان ممتاز بود و به نماز و ذکر بسیار اهتمام می‌ورزید و بسیار کتاب‌خوان بود.

 

تعلیم و تربیت

علامه ابوالحسن ندوی ‌درباره فرهنگ علاقه به کتاب و کتاب‌خوانی در خانواده‌اش می‌نویسد: «خاندان ما نسل‌اندرنسل نویسنده بوده‌اند. پسران و دختران این خاندان، ذوق نویسندگی و کتاب‌خوانی را از نیاکان خود به ارث برده‌اند. در خانه ما همه اعضای خانواده با علاقه کتاب‌ می‌خواندند و همیشه تازه‌های نشر را تهیه و مطالعه می‌کردند. هرگاه بزرگان در مناسبت‌های مختلف به ما بچه‌ها‌ پول هدیه می‌دادند، ما با آن کتاب می‌خریدیم. هرچندوقت یک‌بار کتاب‌فروش دوره‌گردی به محله ما می‌آمد و اسم کتاب‌هایش را جار می‌زد. دو خواهرم به‌محض شنیدن اسم کتاب‌ها فوراً من را برای خرید کتاب می‌فرستادند.»

اَمَهُالله در مقاله «میری ‌بےزبان استانیا/ استادان بی‌زبانم» می‌نویسد: «نخست آثار پدرم تعلیم‌الاسلام، نورالایمان، اصلاح و غیره را خواندم، این کتاب‌ها تأثیر عمیقی بر من گذاشت. در ادامه برنامه مطالعاتی، دایی‌ام مولوی خلیل‌الدین مجموعه‌ای از کتاب‌ها را برای مطالعه‌ام فراهم ‌کرد، از قبیل اسوه صحابه، اسوه حسنه، سیرت الصحابیات و… . سپس کتاب دو جلدی “رحـمه للعالمین” اثر قاضی سلیمان منصورپوری و کتاب “رحمت عالم” و “سیرت عایشه” اثر مولانا سید سلیمان ندوی را ‌خواندم. با خواندن کتاب سیرت عایشه به یادگیری عربی علاقه‌مند شدم و به‌طور خصوصی از ابوالحسن برادر کوچک‌ترم که آن‌وقت طلبه بود عربی یاد می‌گرفتم.»

علامه ابوالحسن دربارۀ ارتباط خود با خواهرش امَهُالله می‌نویسد: «او ۶ سال از من بزرگ‌تر بود، ما با هم کتاب مطالعه می‌کردیم، او در رشد علمی و ادبی من نقش داشته است. به کمک او با کتاب‌های زیادی در سیرت، تاریخ، مجموعۀ نعت، شعر و ادب آشنا شدم و با راهنمایی او آنها را خواندم.

 

ادبیات و ذوق شاعری

امَهُالله در مقاله «میری ‌بےزبان استانیا » درباره مطالعه‌اش در زمینه ادبیات می‌نویسد: «آن روزها کتاب‌های آقای نذیراحمد پرفروش بود و در هر خانه‌ای خواننده داشت و من نیز “مرآت العروس”، “بنات‌النعش” و “توبهالنصوح” سه اثر او را خواندم. مطالعه زندگی “اصغری” آداب زندگی را به من آموخت و به آموزش و تعلیم دختران  علاقه‌مند ساخت و رفته‌رفته این حلقه تعلیم، به تأسیس مکتب خواهران منجر شد. در ادامه برنامه مطالعاتی‌ام آثار علامه راشد الخیری “صبح زندگی”، “شام زندگی”، “شب زندگی”، “نوحه زندگی” و “منازل السائره” را خواندم.»

در مورد چگونگی پیدایش ذوق شعر و شاعری می‌گوید: «در دوره مطالعه آثار ادبی، کتاب “گل رعنا” اثر پدرم و “دیوان غالب”، “دیوان مؤمن”، “کلیات میرتقی میر”، “میر درد”، “سودا”، “آتش”، “امیر مینایی”، “کلیات اکبر اله‌آبادی”، “مسدس حالی”، “مسدس خیالی”، “بانگ درا” اثر علامه اقبال و “شِکوه و جواب شِکوه” را خواندم. با خواندن اینها به شعر و شاعری علاقه‌مند شدم و چون بیشتر به دعا و مناجات تمایل داشتم مجموعه‌ای از مناجات را نوشتم.»

علامه ابوالحسن علی ندوی درباره کتاب‌خوانی و شعر و شاعری خواهرش می‌نویسد: «گل رعنا» را باربار می‌خواند گویا آن را حفظ کرده بود. به جمع‌آوری کتاب علاقه خاصی داشت، آن زمان خانه‌ها ساده و قدیمی بودند و او جایی را برای کتاب‌های خودش اختصاص داده بود.»

 

ازدواج و زندگی پس از آن

امَهُالله با پسر دایی‌اش مولانا سید ابوالخیر ازدواج کرد و با آغاز این زندگی مشترک در زمینه علوم دینی، ادبیات و علم لغت از او استفاده کرد. سید ابوالخیر دانش‌آموخته دارالعلوم ندوه‌العلماء بود و در علم لغت مهارت خاصی داشت. مولانا ابوالحسن درباره او می‌گوید: «مولانا ابوالخیر در زبان اردو مرجع بود، من به این‌خاطر به او مراجعه می‌کردم که درباره هر لغت جواب تحقیقی می‌داد و حرف آخر را می‌زد.»

مولانا ابوالخیر در شعر و شاعری مهارت داشت، غزل می‌سرود و گاهی نیز مرثیه می‌سرود. در نثر نیز ادیب بود و نوشته‌های او به زبان اردو در مجموعه‌ای به نام «تأثیرات» چاپ شده که تأییدی بر مهارت او در ادبیات است.

دکتر ذاکرحسین رئیس‌جمهور اسبق هند تقریظی بر کتاب «نوادر» که یکی از آثار اوست، نوشته است. مجموعه شعر او به نام «شب فرقت» نیز چاپ شده است و کتاب مناجات او به‌نام «دعای مضطر» چندین بار تجدید چاپ شده و مورد قبول عام قرار گرفته است.

او به زبان عربی نیز تسلط داشت؛ هزاران حدیث را با سند حفظ کرده بود و در این زمینه مهارت خاصی داشت. مؤطاء امام مالک و صحیح مسلم را با سند از حفظ می‌خواند. طبیب ماهری نیز بود و بیماران را در مطبش معاینه و درمان می‌کرد.

خداوند به این خانواده سه فرزند عنایت کرد که در کودکی وفات کردند. پس از ۴۴ سال، دست اجل به این زندگی مشترک نیز پایان داد و مولانا ابوالخیر در ۲ ژوئن ۱۹۷۰م. به دیار باقی شتافت.

اَمَهُالله غم و اندوه فراق شوهرش را این‌گونه حکایت می‌کند: «این مصیبت بر من بسیار سنگین بود، اما خدا را سپاس که بر من لطف کرد و در آن روزها جز شکر چیز دیگری بر زبانم جاری نشد. در این ایام بیشتر به دعا و نماز و مناجات مشغول بودم تا این‌که خداوند من را به خدمت حدیث متوجه کرد. پس از این الهام الهی کار ترجمه ریاض‌الصالحین را به نام «زاد سفر» آغاز کردم و نیز قصص‌الانبیاء برای کودکان را نوشتم. با این کار، از سویی غم و اندوه از دلم زدوده می‌شد و از دیگر سو، شوق خدمت به قرآن و حدیث در دلم فزونی می‌یافت.»

 

زاد سفر؛ ترجمه ریاضالصالحین

اَمَهُ‌الله تسنیم پس از فراق شوهر، به خدمت حدیث و برنامه‌های اصلاحی و تبلیغی پرداخت و با پیشنهاد و تشویق برادر بزرگش مولانا دکتر عبدالعلی (ناظم وقت ندوه العلماء) ریاض‌الصالحین اثر امام نووی را در دو جلد ترجمه کرد و بر هر حدیث توضیحی افزود و آن را «زاد سفر» نام نهاد. این اثر بار اول در سال ۱۹۴۵م. چاپ و منتشر شد و مورد قبول عام قرار گرفت و همچنان تجدید چاپ می‌شود.

مولانا سید محمدرابع حسنی ندوی خواهرزاده اَمَهُالله و مدیر فعلی دارالعلوم ندوه العلماء درباره زاد سفر می‌نویسد: «اَمَهُالله تسنیم منتخبی از احادیث ریاض الصالحین را در باب تربیت، اخلاق و سیرت با نام زاد سفر ترجمه کرد. این اثر به‌قدری مقبولیت یافت که سازمان رابطه عالم اسلامی چندین نسخه از آن را خرید و بین مردم تقسیم کرد، و رادیوی عربستان چندین بار آن را پخش کرد. اَمَهُالله نخست ترجمه احادیث را برای تصحیح به دو برادر خود مولانا عبدالعلی و مولانا ابوالحسن داد، سپس آن را برای تصحیح و تأیید نهایی نزد مولانا شاه محمدحلیم عطاء، شیخ الحدیث دارالعلوم ندوه العلماء فرستاد و ایشان خط‌به‌خط آن را خواند و تأیید کرد. سپس مولانا سید سلیمان ندوی پس از تأیید نهایی مقدمه‌ای بر آن نوشت.»

علامه سید سلیمان ندوی در تأیید این ترجمه می‌نویسد: «زبان این ترجمه روان و ساده است، با توضیحات آن خواننده کتاب به‌آسانی لُب سخن را درمی‌یابد.»

مولانا محمدمنظور نعمانی نیز می‌نویسد: «این توضیحات عموم خوانندگان کتاب را در فهم حدیث کمک می‌کند.»

و علامه سید ابوالحسن ندوی نیز می‌نویسد: «زاد سفر کتاب مقبولی‌ست و در رادیوی جده چندین بار پخش شده و غالباً اَمَهُالله تسنیم در این سعادت گوی سبقت را از همه بانوان هندوستانی ربوده است.»

برخی از این تشریحات زاد سفر را به‌طور نمونه ذکر می‌کنیم:

  1. حدیث: «إِذَا أَحَبَّ اللهُ الْعَبْدَ نَادَى جِبْرِیلَ إِنَّ اللهَ یحِبُّ فُلَانًا … ثُمَّ یوضَعُ لَهُ الْقَبُولُ فِی الْأَرْضِ»؛ توضیح: «اثر این مقبولیت و محبت در رفتار و اخلاق انسان‌ها ظاهر می‌شود و دنیای آن شخص تغییر می‌یابد. عارفی می‌گوید: من محبت و ناراحتی الله را از برخورد و رفتار سواری و وابستگانم تشخیص می‌دهم، زمانی‌که خدا از من راضی باشد، همه با من خوبند و از من اطاعت می‌کنند و در صورت ناراضگی الله، نگاه و رفتار آنها نسبت به من تغییر می‌کند.»
  2. حدیث: «أَنَّ عُمَرَ اسْتَأْذَنَ النَّبِی صلّى الله علیه وسلّم فی الْعُمْرَهِ، فَأَذِنَ لَهُ، فَقَالَ یا أَخِی، أَشْرِکْنَا فی صَالِحِ دُعَائِکَ، وَلاَ تَنْسَنَا؛ توضیح: «لازم نیست که دعاگو از دعاجو افضل باشد.»
  3. حدیث: «الأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَهٌ؛ فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ، وَمَا تَنَاکَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ»؛ توضیح: «ملاقات انسان‌ها در عالم ارواح، در عالم اجسام تحقق می‌یابد؛ دو شخص بدون نسبت فامیلی و شناخت قبلی در یک دیدار با هم صمیمی و مأنوس می‌شوند گویی مدت‌هاست که یکدیگر را می‌شناسند و دو شخص دیگر سال‌ها با هم هستند اما با یکدیگر مأنوس نمی‌شوند و الفت نمی‌گیرند.»
  4. حدیث: «أَخَذَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی تَمْرَهً مِنْ تَمْرِ الصَّدَقَهِ، فَجَعَلَهَا فِی فِیهِ، فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ کِخْ کِخْ ارْمِ بِهَا أَمَا عَلِمْتَ أَنَّا لَا نَأْکُلُ الصَّدَقَهَ»؛ توضیح: «این محبت و شفقت نیست که خوراک و پوشاک فرزندان خود را از راه حرام تهیه کنیم بلکه بزرگ‌ترین محبت و شفقت این است که فرزندان را از مال حرام و مشتبه حفاظت کنیم.»

 

اشعار و مناجات

خداوند به امَهُالله ذوق و توانایی ویژه‌ای در سرودن اشعار و مناجات عنایت کرده بود. او با الهام گرفتن از دعاهای مسنون و مأثوره، مجموعه‌ای از اشعار و مناجات را تدوین کرد. علامه سید ابوالحسن در مقدمه مجموعه حمد و مناجات او می‌نویسد: «اَمَهُالله تسنیم ذوق و علاقه به نوشتن و تألیف را از پدر بزرگوارم مولانا حکیم سید عبدالحی حسنی و دعا و مناجات را از مادرم خیرالنساء به ارث برده است.»

او در «مناجات هاتف» با ۹۹ اسم الله مناجاتی سروده و مطابق معنای هر اسم، مصرع را با دعایی تمام کرده است:

یا الهی به شأن فتّاحی/ کهول دے غیب سے  درِ روزی/ سخت ہے یا حسیب، روز حساب/ بخش دے  کو ‌بےحساب و کتاب/ اے مقدِّم مجھے مقدَّم کردے/ اپنی درگاه مین معظَّم کردے

اَمَهُ‌الله به رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم بسیار عشق و محبت می‌ورزید و با سوزوگداز در مدح آن‌حضرت نعت می‌سرود؛ مجموعه‌ای از نعت با نام «موج تسنیم» سروده است:

سلام ای رحمت عالم، سلام ای نور یزدانی/ سلام ای فخر آدم و فخر نوع انسانی

سلام ای مالک کوثر، شفیع امت عاصی/ سلام ای معدن لطف و کرم، محبوب سبحانی

سلام ای رونق کعبه، سلام ای زینت طیبه/ سلام ای مظهر علم و هدایت، شمع ایمانی

 

آثار ترجمهای و تألیفی

اَمَهُالله تسنیم در کنار فعالیت‌های اصلاحی ـ تبلیغی به تألیف و ترجمه نیز می‌پرداخت؛ برخی دیگر از آثار او به‌شرح زیر است:

  1. «همارے حضور»؛ این کتاب در مورد سیرت پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم ویژۀ کودکان و نوجوانان است؛

علامه سید ابوالحسن علی حسنی ندوی درباره این کتاب می‌نویسد: «کتاب سیرت همارے حضور مجموعه‌ای از واقعات صحیح و مستند سیرت پیامبر است که به زبانی ساده و شیرین نگاشته شده و واقعات نیز به‌خوبی گزینش شده‌اند. اَمَهُالله این کتاب را با اخلاص و ارادت خاصی نوشته و بسیار مؤثر و مفید واقع شده است. نویسنده در این کتاب تنها به مجموعه‌ای از واقعات سیرت نمی‌پردازد، بلکه درس‌های اخلاقی و تربیتی را نیز بیان می‌کند.»

مولانا دکتر شمس تبریزخان می‌نویسد: «اَمَهُالله تسنیم سیرت را به سبکی زیبا و دلنشین نوشته است که واقعات زندگی پیامبر را به آسانی در ذهن کودکان ذهن‌نشین می‌کند و آنها را به مطالعه کتاب‌های بزرگ سیرت تشویق می‌کند.»

  1. «قصص الانبیاء»؛ این کتاب، سیرت دیگر انبیاء در چهار جلد است، در آن سیرت حضرت آدم، حضرت نوح، حضرت هود، حضرت صالح، حضرت ابراهیم، حضرت لوط، حضرت یوسف، حضرت شعیب، حضرت یونس، حضرت داود، حضرت سلیمان و حضرت عیسی علیهم‌السلام نگاشته شده است.

علامه سید ابوالحسن ندوی در این‌باره می‌نویسد: «خداوند به من توفیق داد داستان‌های پیامبران را برای کودکان و نوجوان به زبان عربی با عنوان «قصص‌النبین للاطفال» در سه جلد بنویسم که در مدارس دینی جزء کتاب‌های درسی قرار گرفت، و خواهرم اَمَهُالله این داستان‌ها را با ترجمه آزاد به زبان اردو چاپ و منتشر کرد. من پس از این سه جلد، نگارش داستان‌های پیامبران دیگر را ادامه ندادم، اما خواهرم با همت بلندش جلد چهارم و پنجم را نیز نوشت، و من پس از گذشت سی سال از نگارش جلد سوم، موفق شدم جلد چهارم و پنجم قصص‌النبین للاطفال را بنویسم و این سلسله را تکمیل کنم.»

  1. «حضرت مصعب‌بن عمیر»؛ این کتاب زندگی‌نامه حضرت مصعب رضی‌الله‌عنه یکی از جوانان صدر اسلام است که به‌منظور معرفی الگویی برای جوانان نگاشته است؛
  2. «باب کرم»؛ مجموعه‌ای از مناجات است که با حمد و ثنای الله آغاز می‌شود؛
  3. «موج تسنیم»؛ مجموعه‌ای از نعت که در مدح پیامبر نوشته است؛
  4. «حضرت رابعه»؛ این اثر زندگی‌نامه رابعه بصری است.

 

فعالیت در ماهنامۀ رضوان در کسوت دستیار سردبیر

اَمَهُالله به مقاله‌نویسی و یادداشت‌نویسی علاقه بسیار داشت و چون شوهرش مولانا ابوالخیر عالمی برجسته و ادیبی توانا بود، پس از آغاز زندگی مشترک علاقه‌اش به نوشتن دوچندان شد و به‌طور مرتب مقالاتی در موضوعات دینی و اصلاحی برای بانوان می‌نوشت و برای مجله «مسلمه» جالندهرِ لاهور می‌فرستاد و آنجا چاپ و نشر می‌شد. پس از تقسیم هند و پاکستان این ارتباط قطع شد. سپس تحت سرپرستی مولانا دکتر عبدالعلی ناظم وقت ندوه‌العلماء در سال ۱۹۵۶م. ماهنامه «رضوان» ویژه بانوان راه‌اندازی شد که سردبیر آن مولانا سید محمدثانی حسنی و دستیار سردبیر اَمَهُالله تسنیم بود؛ یعنی خاله و خواهرزاده. اَمَهُالله در حدود ۲۰ سال در کسوت دستیار سردبیر در این نشریه قلم زد و مطالبی در موضوعات اصلاح جامعه و خانواده اسلامی ‌نوشت. این ماهنامه علاوه‌بر هند و پاکستان، در میان خانواده‌های هندوستانی و پاکستانی ساکن امریکا، اروپا و کشورهای عربی و افریقایی، خواننده و طرف‌دار داشت و برای آنها ارسال می‌شد.

 

خدمات آموزشی و فعالیتهای تبلیغی

اَمَهُالله تسنیم با مولانا الیاس بنیانگذار نهضت جماعت دعوت و تبلیغ بیعت کرده بود و با انگیزه و علاقۀ خاصی به کار دعوت و تبلیغ مشغول بود. به‌همین‌منظور در خانه به بچه‌ها و دختران خانواده و محله،‌ و بانوان هم‌سن‌وسالش قرآن، حدیث، عربی و مسائل دینی را درس می‌داد، و آنها را به نوشتن و مطالعه تشویق می‌کرد، و روزهای دوشنبه جلسه هفتگی برای بانوان در خانه برگزار می‌کرد که علاوه‌بر بانوان خانواده از روستاهای اطراف نیز بانوان برای شرکت در این جمع می‌آمدند. در این جلسه، بخش‌های منتخبی را از برخی کتاب‌ها برای آنها می‌خواند، مطالبی درباره شرک و بدعت بیان می‌کرد و وضو و نماز را تعلیم می‌داد.

او در سال ۱۹۴۷م. به همراه برادرش علامه ابوالحسن ندوی و مادرش برای دعوت و تبلیغ و ادای حج به سرزمین حجاز سفر کرد، آنها در حدود ۹ـ ۱۰ ماه آنجا رحل اقامت گزیدند و به کار دعوت و تبلیغ مشغول بودند.

مولانا ابوالحسن در مسیر سفر دریایی طی نامه‌ای به برادرش مولانا عبدالعلی می‌نویسد: «الحمدلله کشتی ما محله متحرک تبلیغی است؛ پنج وقت اذان از رادیو پخش می‌شود، در کتابخانه پنج وقت نماز اقامه می‌شود. روزانه یک سخنرانی پخش می‌شود و اجتماع خصوصی بانوان نیز برگزار می‌شود و اَمَهُالله در جمع آنها زاد سفر را تعلیم می‌کند.»

اَمَهُالله تسنیم پس از وفات همسر در خانه پدری اقامت گزید و در کنار فعالیت‌های دینی ـ فرهنگی به مادر سالخورده و ناتوانش با حوصله خدمت کرد، و سرانجام در ۲۸ ژانویه ۱۹۷۶م. برای همیشه دنیا فانی را وداع گفت؛ رحمهاالله‌تعالی.

 

 

* ترجمه و اقتباس از کتاب «عائشه‌بی» اثر محمودحسن حسنی ندوی.

 

نوشتۀ محمد ذاکری‌فر ـ چاپ شده در شمارۀ ۶۵_۶۶ فصلنامۀ ندای اسلام

 

 

 

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

مطالب زیر شاید مورد توجه شما قرار گیرد

شمارۀ جدید فصلنامۀ ندای اسلام منتشر شد

  هشتاد و یکمین شمارۀ فصلنامۀ ندای اسلام،