سفر به دانشگاه‌ هاروارد (Harvard University)

سفر به دانشگاه‌ هاروارد (Harvard University)

- دررهاورد سفر
868
0

اشاره: سفر به دانشگاه هاروارد، حلقه‌ای دیگر از مجموعه سفرهای ابن‌بطوطه عصر و فقیه و اندیشمند بزرگ مسلمان معاصر، علامه محمّدتقی عثمانی، به نقاط مختلف جهان است. اگرچه این سفر ۱۳ سال پیش صورت گرفته است، امّا با توجّه به اهمّیّت آن، جا دارد خوانندگان مجله، خصوصاً آنانی‌که سفرهای این شخصیّت برجسته و کم‌‌‌نظیر را به‌طور جدّی دنبال می‌کنند، در جریان این سفر قرار گیرند. البتّه جهت به‌روزرسانی برخی اطّلاعات در مورد دانشگاه هاروارد، مطالبی بین قلاب […] افزوده شده است.

نکته دیگری که در این‌جا قابل ذکر است محرومیت دوست گرامی و همکار ارجمندمان جناب آقای امرالله بامری از فعالیّت‌های فرهنگی با حکم دادگاه ویژه روحانیت مشهد است. چندین سال بود که ایشان مسئولیت صفحه «رهاورد» (ترجمه سفرنامه‌ها) را به‌عهده داشت و با تعهّد و جدّیت این کار را دنبال می‌کرد. امیدواریم سایه سنگین این حکم هر چه زودتر از سر ایشان کنار رود تا بار دیگر شاهد فعالیّت ایشان در عرصه فرهنگی و رسانه‌ای باشیم.

 

اوایل اکتبر ۱۹۹۷م. نامه‌ای از طرف مدرسه حقوق دانشگاه ‌هاروارد آمریکا به‌دستم رسید که در آن از من دعوت شده بود در ماه دسامبر به هاروارد سفر کرده و پیرامون «قانون اسلامی» سخنرانی علمی‌ای (lecture) در این دانشگاه ایراد نمایم. آنها تعیین دقیق موضوع را به‌عهده خودم گذاشتند، امّا پیشنهاد کردند که اگر به‌مناسبت پنجاهمین سالگرد استقلال پاکستان موضوع سخنرانی «پاکستان و قانون اسلامی» باشد جالب‌تر و جذّاب‌تر خواهد بود.

بنده ضمن استقبال از این دعوت، چهارم دسامبر را برای ارائه سخنرانی پذیرفتم. چند روز پس از آن، از طرف مدیر «برنامه تحقیقات و مطالعات حقوقیِ اسلام» مدرسه حقوق‌ هاروارد، پروفسور فرانْک وگل
(Frank Vogel)، پیامی دریافت کردم مبنی بر اینکه وی قصد دارد برای استفاده بیشتر از این فرصت، با همکاری مدرسه بازرگانی هاروارد، کارگاهی علمی در مورد «نظام مالی اسلام»(slamic finance)  با حضور اندیشمندان و کارشناسان برجسته برگزار کند و از بنده تقاضا دارد به‌عنوان مهمان ویژه در آن کارگاه حضور یابم. بنده شرکت در این برنامه را نیز پذیرفتم.

برای یکم دسامبر جهت سفر به آمریکا برنامه‌ریزی کردم. اگرچه برنامه‌ این سفر مدّت‌ها قبل قطعی شده بود، امّا آغاز این سفر با بحران قانون در پاکستان مصادف گردید و ملل جهان شاهد حوادث ناگواری در این کشور بودند. بنده از یک‌‌سو از حوادث ناگوار پیش‌آمده و بی‌ثباتی حاکم بر فضای پاکستان نگران بودم، و از طرف دیگر در چنین وضع نابه‌سامانی سخنرانی در مورد «پاکستان و قانون اسلامی» آن‌هم در کشوری دیگر موضوعی بی‌ربط به‌نظر می‌رسید. به‌همین‌دلیل در رفتن به این سفر دچار تردید جدّی شدم، امّا چون مسئولان دانشگاه‌ هاروارد در حدّ وسیعی در این زمینه اطّلاع‌رسانی و برنامه‌ریزی کرده بودند، نه عذرخواهی از لغو این سفر مناسب بود و نه به تأخیر انداختن آن؛ بنابراین با دلی ناخواسته شب دوّم دسامبر رهسپار آمریکا شدم. هواپیما پس از ۲۴ ساعت پرواز و چند ساعت توقف در فرودگاه آمستردام (پایتخت هلند)، ساعت ۳ بعدازظهر دوّم دسامبر در فرودگاه شهر بستون فرود آمد. بستون مرکز ایالت ماساچوست آمریکا است که کنار رودخانه چارلز واقع شده است، و در سوی دیگر رودخانه، شهر کمبریج قرار دارد که دانشگاه هاروارد در آن واقع است.

هاروارد مشهورترین و قدیمی‌ترین دانشگاه آمریکا است و نظام آموزشی آن در بالاترین سطح بین‌المللی قرار دارد. این مؤسسه در سال ۱۶۳۶م. تأسیس شد [و در ابتدای کار، «کالج جدید» یا «کالج نیوتاون» نام داشت.]؛ بعدها در تاریخ ۱۳ مارس ۱۶۳۹م. کشیشی به نام «جان هاروارد» نصف مایملک خود (به مبلغ ۷۷۹ پوند) و نصف کتاب‌های کتابخانه‌اش (۴۰۰ جلد کتاب) را وقف این دانشگاه کرد و به‌همین‌دلیل این دانشگاه به نام ایشان نامگذاری شد. در ابتدا، این آموزشگاه زیرنظر کلیسا اداره می‌شد، امّا در قرن نوزدهم از کنترل کلیسا و دولت آزاد و به یک مؤسسه خصوصی و مستقل تبدیل گردید.

[سال‌هاست که دانشگاه هاروارد، در رده‌بندی‌های بین‌المللی دانشگاه‌های برتر جهان، در میان ۳ تیم اوّل قرار دارد. همچنین این دانشگاه در قاره آمریکا نیز رقابت تنگاتنگی با دانشگاه‌های MIT و استنفورد دارد و معمولاً در رتبه سوّم است. از نظر بودجه مالی نیز دانشگاه هاروارد با بودجه‌ای برابر با ۲۸ میلیارد دلار، پس از «بنیاد بیل و ملیندا گیتس» در رتبه دوّم در آمریکا قرار دارد. ۳۷۳ سال از عمر این دانشگاه می‌گذرد و در این مدّت این دانشگاه تنها ۲۸ رئیس را به‌چشم خود دیده است که مرگ ۱۱ نفر از آنها در دفتر ریاست دانشگاه رخ داده است، و بی‌شک ازاین‌جهت، یکی از با‌ثبات‌ترین مؤسسات جهانی از نظر مدیریتی است. یکی از رؤسای تاثیرگذار و جریان‌ساز دانشگاه‌ هاروارد، چارلز ویلیام الیوت [بیست‌ویکمین رئیس هاروارد] بود که در زمان ریاستش (بین سال‌های ۱۸۶۸ تا ۱۹۰۶، به‌مدّت ۳۸ سال) به‌تدریج این دانشگاه را به الگویی برای دانشگاه‌های مدرن تحقیقاتی تبدیل کرد. در میان تغییرات عمده الیوت می‌توان به دروس اختیاری، کلاس‌های کم‌تعداد و امتحانات ورودی اشاره کرد. الگوی دانشگاه هاروارد، بیشتر کالج‌ها و دانشگاه‌های امریکا را متأثر کرد. یکی دیگر از اقدامات مهمّ الیوت،‌جمع‌آوری مجموعه کتاب‌های کلاسیک هاروارد است که طیف گسترده‌ای از موضوعات مهمّ رشته‌های مختلف تحصیلی این دانشگاه را دربر می‌گیرد. در‌حال‌حاضر، دانشگاه هاروارد ۱۹ هزار و ۱۳۹ دانشجو دارد که از میان آنها، ۶ هزار و ۷۱۵ دانشجو در مقطع کارشناسی و ۱۲ هزار و ۴۲۴ دانشجو در مقطع کارشناسی‌ارشد یا بالاتر تحصیل می‌کنند. این آمار خود نشان‌دهنده کیفیت بالای آموزش‌های مقاطع بالاتر است؛‌ چرا که در دانشگاه‌های دیگر مجموع تعداد دانشجویان مقطع کارشناسی از دیگر دانشجویان بیشتر است.] [دانشگاه هاروارد را دو هیئت مدیره و هیئت نظارت هاروارد اداره می‌کنند. مدیر دانشگاه هاروارد، مسئولیت مدیریت مسائل روزانه دانشگاه و رسیدگی به امور دانشجویان را برعهده دارد. این دانشگاه از ۱۰ مدرسه یا دپارتمان مجزّا تشکیل شده است. درحال‌حاضر دانشگاه هاروارد ۹ دانشکده دارد که به‌ترتیب تأسیس عبارتند از: دانشکده هنر و علوم و زیرمجموعه‌اش، مدرسه مهندسی و علوم کاربردی، کالج هاروارد، مدرسه تحصیلات تکمیلی هنر و علوم، مدرسه تابستانی هاروارد و بخش تحصیلات تکمیلی هاروارد، مدرسه پزشکی و دندان‌پزشکی، مدرسه الاهیات، مدرسه حقوق، مدرسه گرافیک، تحصیلات و بهداشت عمومی، و مدرسه مدیریت جان اف کندی.]

دانش‌آموختگان و فارغ‌التحصیلان این دانشگاه در عرصه‌های سیاسی و فکری آمریکا نقش تأثیرگذاری داشته‌اند. بسیاری از رؤسای‌جمهور آمریکا از جمله تئودور روزولت و جان اف کندی [همچنین باراک اوباما]، و از شخصیّت‌های برجسته علمی جهان، ویلیام جیمز و بنجامین پترس از فارغ‌التحصیلان همین دانشگاه هستند. [دانشگاه هاروارد در طول سالیان طولانی فعالیّتش تا به امروز، همواره مرکز تربیت نیروی متخصّص در رشته‌های مختلف بوده است. تاکنون ۷۵ نفر از برندگان جایزه نوبل بخشی از تحصیلات‌شان را در هاروارد گذرانده‌اند. از سال ۱۹۷۴م. تا امروز، ۱۹ برنده جایزه نوبل، ۱۵ برنده جایزه ادبی آمریکا و جایزه پولتیزر، فارغ‌التحصیل هاروارد بوده‌اند. از میان معروف‌ترین فارغ‌التحصیلان این دانشگاه می‌توان به جان هنکوک، جان آدامز، مایکل ایگناتیف، بان کی‌مون، تی ‌اس الیوت، دارن آرنوفسکی، مت دیمون و فیلیپه کالدرون، رئیس‌جمهور مکزیک اشاره کرد.] [پذیرش گرفتن از دانشگاه هاروارد، در هر رشته‌ای، خصوصاً در مقطع کارشناسی‌ارشد به بالا،‌ به‌خاطر کم بودن ظرفیّت پذیرش دانشجو، کار بسیار سختی است. در سال ۲۰۰۹م. فقط ۹ درصد داوطلبان ادامه تحصیل در هاروارد، موفّق شدند به این دانشگاه راه یابند. رؤسای دانشگاه معتقدند فقط دانشجویانی می‌توانند در هاروارد تحصیل کنند که در مقطع قبلی، در میان دانشجویان ممتاز بوده باشند. به‌همین‌دلیل، دانشگاه هاروارد در کنار دانشگاه‌های تراز اوّلی از جمله ییل، پرینستون و MIT، در فهرست دانشگاه‌هایی قرار دارد که مدیرانش وسواس بسیاری برای برگزیدن دانشجویان به‌خرج می‌دهند. از دیگر زیرمجموعه‌های مهمّ دانشگاه هاروارد، کتابخانه‌ها و موزه‌های هاروارد است. نظام کتابخانه‌های دانشگاه هاروارد، سیستمی یکپارچه از مجموعه چندین کتابخانه است که همگی در کنار کتابخانه مرکزی واقع نشده‌اند، بلکه در دانشکده‌های این دانشگاه پراکنده‌اند. کتابخانه وایدنر در دانشگاه هاروارد قرار دارد و متشکل از ۸۰ کتابخانه مجزا و بیش از ۱۵ میلیون جلد کتاب است. این رقم، کتابخانه دانشگاه هاروارد را به بزرگ‌ترین و مجهّزترین کتابخانه در سراسر آمریکا تبدیل کرده است. همچنین کتابخانه هاروارد در میان ۵ ابرکتابخانه جهان (پس از کتابخانه کنگره آمریکا، کتابخانه انگلستان، کتابخانه ملّی فرانسه و پیش‌تر از کتابخانه عمومی نیویورک) قرار دارد. کانون فارغ‌التحصیلان دانشگاه هاروارد هم یکی دیگر از پایه‌های استوار این دانشگاه است. وظیفه اصلی این کانون، حفظ رابطه فارغ‌التحصیلان با دانشگاه است.]

نکته جالبی در این دانشگاه وجود دارد و آن اینکه برعکس اصطلاح رایج در پاکستان [و همچنین ایران] به آموزشگاه‌های دوره لیسانس دانشکده و به آموزشگا‌ه‌های دوره تحصیلات تکمیلی (فوق‌لیسانس و دکترا)  مدرسه می‌گویند.

نظام آموزشی سه مدرسه دانشگاه‌ هاروارد شهرت جهانی دارد:

۱ـ مدرسه حقوق (Law school)؛

۲ـ مدرسه بازرگانی (Business school)؛

۳ـ مدرسه پزشکی (Medicine school).

مدرسه حقوق دانشگاه هاروارد، در باب آموزش علم حقوق، عالی‌ترین مدرسه در سطح جهان است. یکی از شعبه‌های این مدرسه، شعبه‌ای به نام «برنامه تحقیقات و مطالعات حقوقیِ اسلام» است که مدیر آن پروفسور فرانْک وگل و معاون مدیر آن دکتر باربرو ایم‌ایک است.

ساختمان‌های اداری-آموزشی، پردیس‌ها و خوابگاه‌های دانشگاه‌ هاروارد در مساحت بسیار وسیع و چندین کیلومتری‌ای پراکنده‌اند. گفته می‌شود سالانه تقریباً سه میلیارد دلار بودجه از سوی اداره اوقاف مالی هاروارد در اختیار این دانشگاه قرار می‌گیرد، با‌وجوداین، پرداخت هزینه تحصیل و خوابگاه برای یک دانشجوی معمولی بسیار سخت و گاه غیرممکن است.

بستون و کمبریج در شمال‌شرقی ایالات‌متحده آمریکا، در ساحل اقیانوس اطلس قرار دارند، و این همان منطقه‌ای است که انگلیسی‌ها برای اوّلین‌بار پس از فتح آمریکا، در آن‌جا سکونت کردند؛ به‌همین‌دلیل این خطّه به‌نام «انگلستان نو» مشهور است. سبک معماری ساختمان‌ها و فرهنگ رایج در بین مردم بیشتر به انگلیسی‌ها نزدیک است تا آمریکایی‌ها. نوع معماری سنّتی به‌کاررفته در ساخت‌وساز ساختمان‌های این منطقه، باعث شده تا شباهت زیادی به شهرهای انگلستان داشته باشد.

میزبانان برای اقامت بنده اتاقی را در مهمان‌سرای دانشگاه هاروارد که در یکی از پردیس‌های آن واقع بود، رزرو کرده بودند. امکانات رفاهی مهمان‌سرا و فضای آن از هتل‌های معمولی نسبتاً بهتر و پاکیزه‌تر، و از بسیاری از منکراتی که در آنها صورت می‌گیرد، خالی بود. جالب‌تر اینکه در یک محیط علمی ـ آموزشی قرار داشت.

قبل از آغاز سفر، هنگامی که در کراچی بودم، مدیر شعبه «تحقیقات و مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد» جناب دکتر دان بابایی نیز با ارسال فکسی برای مصاحبه در مورد یکی از پژوهش‌هایش، وقت گرفته بود. چند ساعت پس از استقرارم در هاروارد، رأس ساعت ۷ بعدازظهر ایشان به محلّ اقامتم آمد و مدّتی با یکدیگر به بحث و گفت‌وگو پرداختیم. در ضمن ایشان به من اطّلاع دادند که برای برنامه‌های روزهای سوّم و چهارم دسامبر، اطّلاع‌رسانی وسیعی در بین شعبه‌ها و مؤسسات وابسته به هاروارد صورت گرفته است که قطعاً استقبال خوب و حضور گسترده‌ای را نوید می‌دهد.

بعدازظهر سوّم دسامبر، زمان برگزاری کارگاه علمی با موضوع «نظام مالی اسلام» بود. صبح همان روز در شعبه تحقیقات و مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد تشریفات افتتاح پایگاه داده‌ها و اطّلاعات بانک‌داری اسلامی برگزار می‌شد. مدیر این پروژه مسلمانی هندوستانی به‌نام «دکتر ناظم‌‌علی» بود. ایشان نیز در کراچی با من تماس گرفته و از من دعوت کرده بودند که از پروژه آنها بازدید کنم. من هم برنامه صبحم را برای این کار اختصاص داده بودم. ایشان رأس ساعت نه‌ونیم صبح، مرا به مرکز پژوهشی خود بردند. هدف اصلی این پروژه جمع‌آوری و انتشار آخرین اطّلاعات درباره سیستم بانک‌داری اسلامی و مؤسسه‌های مالی اسلامی است که اقبال بی‌سابقه‌ای در جهان و به‌ویژه در خود کشورهای اسلامی به آن شده است. این پروژه از دسامبر ۱۹۹۵م. با همکاری مالی «مؤسسه دارالمال اسلامی ژنو (DMI)» شروع به‌کار کرده است. [مؤسسه دارالمال اسلامی (DMI)، اولین مؤسسه مالی اسلامی بین‌المللی است که در سال ۱۹۸۱م. با سرمایه یک میلیارد دلار در ژنو تأسیس شد. این مؤسسه در مناطق و کشورهای مختلف جهان به عملیات بانک‌داری پرداخته است که بحرین، امارات متحده عربی، سودان، گینه، سوئیس و انگلیس از آن جمله‌اند.] درحال‌حاضر آنها موفّق به ساخت نرم‌افزار و راه‌اندازی پایگاهی شده‌اند که در آن تمام اطّلاعات به‌‌دست‌آمده درباره بانک‌داری اسلامی جمع‌آوری شده است. به کمک این پایگاه می‌توان پی برد که بانک‌ها و مؤسسه‌‌های مالی اسلامی براساس چه اصول و روش‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ چه مؤسسه‌‌های مالی‌ای در جهان مدّعی‌اند که مطابق اصول و قوانین اسلامی اداره می‌شوند، و در کدام نقطه از جهان قرار دارند؛ مقدار بودجه و سرمایه آنها چه‌قدر، و دادوستدهای بزرگ و مهمّ آنها چه است؛ و نهایتاً این‌که تفصیل شرعی اصول اسلامی‌ای که این مؤسسه‌ها مدّعی پیروی از آن هستند، چیست. خلاصه این‌که اطّلاعات کامل و جامعی در این پایگاه درباره بانک‌داری اسلامی گرد آورده شده است که با جست‌وجویی کم‌زحمت از طریق اینترنت می‌توان به اطّلاعات خوبی در این باره دست یافت. در حین بازدید از بخش‌های مختلف این مرکز، دکتر ناظم‌علی به تشریح فعالیّت‌های آن پرداخت. بدون شک این کوشش‌ها در زمینه بانک‌داری اسلامی بسیار مفید، جالب و جامع‌، و برای علاقه‌مندان به این مباحث، نعمتی بزرگ‌‌اند، و قطعاً دکتر ناظم‌علی و همکاران وی برای به سرانجام رساندن این پروژه مستحقّ تبریک و تقدیر هستند.

ساعت ۲ بعدازظهر، کارگاه علمی «نظام‌ مالی اسلام» آغاز به کار می‌کرد که بنده مهمان ویژه آن بودم. از وقتی که مؤسسه‌های مالی اسلامی در برخی کشورهای اسلامی و نقاط دیگری از جهان، شروع به فعالیّت کرده‌اند، در محافل آکادمیک غرب نیز کوشش‌هایی برای آشنایی با سیستم بانک‌داری اسلامی و شیوه‌های اجرایی آن و سطح تأثیرگذاری آن در بازارهای جهانی آغاز شده است. در پی همین گرایش‌ها، پروفسور فرانْک وگل از مدرسه حقوق و دکتر ساموئل هیز از مدرسه بازرگانی هاروارد، با تلاشی مشترک کتابی با نام:

 

نوشته‌اند. آنها در این کتاب علاوه‌بر بحث در مورد نظریه بانک‌داری اسلامی و شیوه‌های اجرایی و بررسی نقاط قوّت و ضعف آن، به این مسئله نیز پرداخته‌اند که بانک‌داری اسلامی چه ظرفیّت‌ها و ابزارهایی برای پیشرفت و توسعه در عصر حاضر دارد و از چه امکاناتی برای پیدا کردن جایگاه خود در بازارهای جهانی برخوردار است. آنها در پایان مطالب کتاب، طرح‌هایی را پیشنهاد کرده‌اند که از نظر آنها هم جدیداند و هم سازگار با اصول اسلامی، ولی در بانک‌های اسلامی تا به حال از آنها استفاده نشده است.

پروفسور وگل یک نسخه از پیش‌نویس این کتاب را برای من فرستاده بود تا نظرم را در مورد مباحث طرح شده در آن، خصوصاً پیشنهادهای پایانی کتاب، جویا شود. من کتاب را در مسیر آمدن به آمریکا در هواپیما مطالعه کردم و دیدم که آنها با دقّت‌نظر و شناخت نسبتاً خوبی از اصول و قواعد فقه اسلامی این کتاب را نوشته‌اند؛ گرچه در برخی موارد کاستی‌ها و اشکال‌هایی از دیدگاه فقهی وجود داشت. البتّه بعضی از طرح‌هایی را که آنها به گمان خود ابداعی و ابتکاری پنداشته و پیشنهاد کرده بودند، در حقیقت چیز جدیدی نبود، چرا که آنها در برخی نقاط جهان اسلام عملی شده‌اند. و امّا بعضی دیگر از طرح‌های پیشنهادی آنها، اشکالاتی اساسی داشت و در صورت اجرا، باعث اعتراض‌ها و مشکلاتی می‌شد.

این کارگاه علمی در حقیقت برای بررسی همین طرح‌های پیشنهادی و با این هدف برگزار می‌شد که دیدگاه‌های بنده را در مورد آنها بدانند. تقریباً از ۳۰ شخصیّت برجسته علمی و کارشناس مسائل مالی، از داخل و خارج آمریکا، برای حضور در این کارگاه دعوت شده بود. ابتدا پروفسور فرانْک وگل طرح‌های پیشنهادی خود را یک‌به‌یک ارائه کرد و حاضران به بحث و تبادل نظر در مورد آنها پرداختند؛ سپس از بنده تقاضا شد تا با توجّه به اصول و معیارهای شریعت اسلامی به ارزیابی آنها بپردازم. این کارگاه علمی تا ساعت ۸ شب ادامه یافت و پس از اظهارنظرهای بنده، برخی از موارد پیشنهادی اصلاح و برخی دیگر حذف گردید.

پس از آن، برنامه پذیرایی و شام بود که سر میز شام هم بحث و گفت‌وگو هم‌چنان ادامه داشت. در این ضیافت شام با توجّه به حضور بنده و تعدادی مسلمان، برنامه پذیرایی به غذاهای تهیه‌شده از سبزیجات و ماهی، و نوشیدنی‌های حلال منحصر بود.

ساعت ۴ بعدازظهر روز بعد (چهارم دسامبر)، زمان سخنرانی بنده با موضوع «پاکستان و قانون اسلامی» بود. قبل از آن، از مدرسه حقوق و شعبه تحقیقات و مطالعات حقوقِ اسلامی دانشگاه هاروارد بازدید کردم و هنگامی که به ورودی تالار همایش رسیدم، با تعداد زیادی مسلمان مواجه شدم که از اطراف هاروارد و مناطق مختلف ایالت ماساچوست برای شرکت در این سخنرانی حضور یافته بودند. قبل از ورود به محلّ سخنرانی متوجّه شدم که اوّل وقت نماز مغرب ساعت چهار و ربع است، لذا از مسئولان جلسه خواستم وقت سخنرانی بنده را به پس از ادای نماز مغرب تغییر دهند. آنها با رضایت کامل موافقت کردند و اتاق کنار تالار همایش را برای ادای نماز مغرب آماده کردند. صف‌های نماز بسته شد؛ یکی از حاضران مسلمان مقیم هاروارد اذان گفت و نماز مغرب با جماعت ادا گردید. ظاهراً این اوّلین باری بود که در سالن‌های همایش هاروارد منظره باشکوه اذان و نماز دیده می‌‌شد، چنان‌که بعضی از حاضران نیز به این مطلب اشاره کردند.

پس از ادای نماز مغرب، وارد تالار همایش شدیم. بیشتر شرکت‌کنندگان در این همایش، دانشجویان و اساتید شعبه‌های مختلف هاروارد از مسلمان و غیرمسلمان بودند. افراد زیادی نیز از خارج از هاروارد و بعضی نیز از نقاط بسیار دوری به آن‌جا آمده بودند.

در ابتدای سخنرانی‌ام با موضوع «پاکستان و قانون اسلامی»، به «نظریه استقلال پاکستان» اشاره و توضیحاتی درباره آن ارائه کردم. سپس با طرح سؤالی وارد موضوع اصلی شدم. سؤال این بود: حال که در بیشتر نقاط جهان، دموکراسی سکولار سلطه گسترانده است، چرا در پاکستان از قانون اسلامی بحث می‌شود؟ در ادامه و برای روشن شدن این قضیه گفتم: مخاطبین من در این همایش کسانی نیستند که به وجود خدا باور نداشته باشند؛ پس اگر شخصی به وجود خدا باور دارد و مدّعی است که بر خدا توکّل و اعتماد دارد (اشاره به جمله‌ای که روی دلارهای آمریکا نقش بسته است: «ما بر خدا توکّل و اعتماد می‌کنیم.»)، قطعاً از نظر او این حرف غیرمنطقی و نامعقول است که ما خدا را خالق کائنات و جهان هستی بدانیم، امّا حاکمیت او را در زمین و بر اهل زمین انکار کنیم و در مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به احکام و دستورات الهی بی‌توجّه باشیم و چنین رویکردی را ممنوع و نادرست بدانیم. اگر خدا وجود دارد و خالق کائنات و جهان هستی است و بر آنها حاکمیت دارد، پس باید حاکمیتش بر روی زمین و در زندگی بشر نیز تجلّی پیدا کند و این حقیقت به‌عنوان یک امر مسلّم پذیرفته شود. و اگر ما این را بپذیریم که حاکمیت اعلی و اقتدار مطلق فقط از آن خدا است، نتیجه منطقی آن، این خواهد بود که باید تمام قوانین نشأت گرفته از ذهن و اندیشه بشر، تابع قوانین و دستورات خداوند باشد.

همان‌طور که به کمک حواس پنجگانه نمی‌توان به همه جوانب حقایق جهان هستی پی برد و برای درکی فراتر و دقیق‌تر باید از نیروی عقل کار گرفت، چون حواس پنجگانه ظرفیّت محدود و خطّ پایانی برای درک دارند، به‌همین‌ترتیب نیروی شگرف عقل نیز ظرفیّت و نقطه پایانی برای درک حقایق دارد؛ لذا پس از عقل، باید به یک منبع عظیم فرازمینی وصل شویم تا از بن‌بست‌ها و اشتباهات فاحش و بنیان‌کن در امان بمانیم، و همانا آن منبع عظیم فرازمینی «وحی الهی» است که بر دل و زبان پیامبران الهی جاری ‌شده و معارف بلندی را برای جامعه بشری به ارمغان آورده است، و انسان را مخاطب ذات عظیم خداوند کرده تا مجری قوانین و دستورات او باشد.

و اینک محفوظ‌ترین شکل «وحی الهی» در قالب «قرآن کریم» نزد ما مسلمانان وجود دارد. پس از قرآن، سخنان و سیرت آخرین پیامبر الهی است که در واقع تشریح و تبیین «قرآن کریم» هستند و باز هم از منبع عظیم وحی سرچشمه گرفته‌اند. بنابراین حکمرانی خدا بر روی زمین در پرتو «قرآن کریم» و «سنّت نبوی» تجلّی خواهد یافت که «قانون اسلامی» بر پایه آن استوار است. ازاین‌رو، اجرای قانون الهی اسلامی در زمین، مقتضای منطقی پذیرفتن وجود خدا و خالقیت و حاکمیت او تعالی است، به‌ویژه در کشوری چون پاکستان که بر پایه چنین نظریه‌ای شکل گرفته است.

در ادامه به نقد دیدگاه‌ها و تبیین سوء‌تفاهماتی پرداختم که در رسانه‌های غربی درباره قانون اسلامی مطرح می‌شود. سپس از تلاش‌ها و اقدام‌هایی سخن گفتم که در نیم‌قرن گذشته در کشور پاکستان برای اجرای قانون اسلامی صورت گرفته است؛ همچنین به تجزیه و تحلیل موانعی که پیش‌ روی این کار بزرگ قرار داشته و دارد پرداختم.

سخنرانی یک ساعت طول کشید و پس از آن تقریباً یک ساعت به پرسش و پاسخ اختصاص یافت. نوع سؤال‌های حاضران، حاکی از آن بود که بحث‌های طرح‌شده در سخنرانی، مورد عنایت جدّی و دقیق آنان قرار گرفته و سؤال‌‌ها در راستای درک بیشتر و بهتر از این موضوع است. بخشی زیادی از سؤال‌ها درباره حقوق زنان و غیرمسلمانان در یک نظام اسلامی، حقوق اجتماعی و مدنی، و نتایج اجرای عملی قوانین اسلامی در شئونات مختلف زندگی بود. حاضران بدون هیچ ملاحظه‌ای به طرح سؤال و شبهه پرداختند و الحمدلله در فضایی صمیمی و با اطمینان کامل به همه سؤال‌ها پاسخ داده شد.

پروفسور فرانْک وگل در پایان این نشست گفت: ما در نشست‌ امروز جواب بسیاری از سؤال‌های‌مان را دریافت کردیم، ولی چون خیلی از وقت موردنظر گذشته است، به‌جای طولانی کردن این نشست، از مهمان محترم که به‌کثرت به آمریکا سفر می‌کنند تقاضا داریم در سفرهای آتی هر وقت به آمریکا آمدند حتماً یک روز را به ما اختصاص دهند تا برای استفاده از سخنرانی‌های ایشان در موضوعات مختلف برنامه‌ریزی کنیم.

پس از پایان رسمی نشست، حاضران در فضایی دوستانه و صمیمی به دیدار و گفت‌وگو با یکدیگر پرداختند. برخی اظهار ‌کردند که با شرکت در این همایش، بسیاری از اشکال‌ها و شبهه‌ها از ذهن‌شان دور شده است. به‌ویژه مسلمانان خیلی خوشحال بودند که پاسخ سؤال‌هایی را که قبلاً به‌کثرت با آنها مواجه بودند به‌طور مفصّل و تشفی‌بخش دریافت کرده‌اند.

دانشجویان مسلمان هاروارد تشکّلی به‌نام «انجمن اسلامی هاروارد» تأسیس کرده‌اند. تلاش و پشت‌کار آنها سبب شده است تا مسئولان دانشگاه به آنها اجازه دهند از اتاقی در طبقه زیرین یکی از خوابگاه‌های دانشجویی به عنوان نمازخانه استفاده کنند. آنها روزانه پنج وقت نماز را با جماعت در آن‌جا ادا می‌کنند. این دانشجویان از من خواستند به نمازخانه آنها بروم تا هم در جریان کامل فعالیّت‌های‌شان قرار بگیرم و هم برای بهبود و پیشرفت فعالیّت‌های‌شان آنها را راهنمایی کنم. بنده همراه آنها به محلّ نمازخانه رفتم. نماز عشا را در آن‌جا با جماعت ادا کردیم و پس از نماز سخنرانی مختصری ایراد گردید.

این جوانان با انگیزه‌ای سرشار و با شور و شعف دینی، و در فضایی کاملاً متفاوت، کارهای بزرگ و قابل تقدیری را انجام می‌دادند. آنها علاوه‌بر نمازهای پنجگانه، در روزهای جمعه، نماز جمعه را نیز در فضای بزرگ‌تری در دانشگاه ادا می‌کردند. در ماه رمضان در همین زیرزمین برای افطاری دانشجوهای مسلمان غذای حلال تدارک می‌شود و نماز تراویح با جماعت ادا می‌گردد. در مواقع امتحانات و در بعضی کلاس‌ها برای ادای نماز، همچنین در رمضان برای افطار، به دانشجویان مسلمان اجازه داده می‌شود. روز عید فطر و عید قربان برای دانشجویان مسلمان هاروارد تعطیل محسوب می‌شود و این امر به تأیید مسئولان دانشگاه رسیده است. این انجمن از دانشجویان مسلمان تازه‌وارد به دانشگاه، استقبال و به کمک و راهنمایی آنها می‌پردازد. دانشجویان مسلمان در نمازخانه هر از گاهی جلسات سخنرانی و بحث برگزار می‌کنند. انجمن، خبرنامه‌ای پانزده‌روزه دارد که در آن به انتشار اخبار و یادداشت‌ها دینی نیز اقدام می‌شود. بعضی از اعضای انجمن، برای بچه‌های مسلمان شهر بستون کلاس‌های آموزش قرآن و دیگر تعلیمات اسلامی برگزار می‌کنند. مهمّ‌تر از همه این‌که آنها برای دانشجویان مسلمان هاروارد فضای دینی مطلوبی را فراهم کرده‌اند تا دچار سردرگمی و بی‌هویّتی نشوند. این دانشجویان درحال‌حاضر با کمبود جا مواجه هستند. محلّ نمازخانه فقط گنجایش ۳۰ نفر را برای ادای نماز جماعت دارد. آنها قصد دارند در محیط دانشگاه زمینی را خریداری کرده و در آن مسجد یا مرکزی اسلامی بسازند که هزینه آن تقریباً ۵ میلیون دلار برآورد شده است. مسیحی‌ها و یهودی در دانشگاه هاروارد مراکزی دارند، امّا مسلمانان در این دانشگاه مرکزی دینی ندارند! یقیناً این دانشجویان که نماینده اسلام و مسلمانان در دانشگاه هاروارد هستند، نیازمند و مستحقّ تعاون و همکاری مسلمانان جهان اسلام‌اند.

صبح روز بعد (پنجم دسامبر) رهسپار آتلانتا شدم. هواپیما پس از ۳ ساعت پرواز در فرودگاه بزرگ آتلانتا فرود آمد. آتلانتا مرکز ایالت جورجیای آمریکا است که در جنوب شرق ایالات‌متحده آمریکا واقع شده و از موقعیّت استراتژیکی برخوردار است. آتلانتا از مراکز مهمّ تجاری و مواصلاتی جنوب شرق آمریکا محسوب می‌شود. در این شهر بیست مرکز علمی آموزشی بسیار مهمّ وجود دارد. دفتر مرکزی شبکه جهانی سی.ان.ان، همچنین دفتر مرکزی شرکت کولا‌کولا در شهر آتلانتا واقع است. جمعیّت خود شهر آتلانتا کمی بیش از پانصدهزار نفر است، امّا با ساکنان شهرها و مناطق اقماری، جمعیّت آن به ۳ میلیون نفر می‌رسد. در آتلانتا تقریباً پنجاه‌هزار نفر مسلمان زندگی می‌کند که شامل تازه‌مسلمان‌های سیاه‌پوست، سفیدپوست و مسلمانان مهاجراند. در آتلانتا و حومه آن تقریباً ۱۷ مسجد وجود دارد؛ بزرگ‌ترین آنها مسجد «الفاروق» است که در مرکز شهر واقع شده است. امام جماعت مسجد الفاروق، مولانا زاهد عبدالله، فارغ‌التحصیل دانشگاه مدینه منّوره است. رئیس هیئت‌امنای مسجد الفاروق جناب آقای وارثی بود که میزبان بنده نیز بود. من چند ماه قبل به آنها وعده داده بودم که در سفر آتی آمریکا چند روزی مهمان آنان باشم.

الحمدلله شعور دینی و بیداری اسلامی در بین مسلمانان ایالات‌متحده آمریکا با سرعت رو به افزایش است. از سال ۱۹۷۸م. تا به حال، نه بار به آمریکا سفر کرده‌ام و در هر سفر جنب‌وجوش و سرزندگی بیشتری را از قبل، در بین مسلمانان آمریکا مشاهده کرده‌ام. آنها برای دیگر مسلمانان قابل رشک‌اند. در آتلانتا منظره‌های ایمان‌افروزی را از فعالیّت‌های دینی مشاهده کردم. ماشاءالله فعالیّت‌ها بسیار منظّم و فراگیر بود. در کنار مسجد «الفاروق»، یک مدرسه ابتدایی و یک مدرسه متوسطه مشغول به فعالیّت‌اند. در این مدارس دانش‌آموزان در فضایی اسلامی مشغول تحصیل‌اند. همچنین خوابگاهی برای دانش‌آموزان ساخته شده است که از مناطق مختلف حتی از کالیفرنیا هم دانش‌آموز در آن اقامت دارد. افراد زیادی از تازه‌مسلمان‌های آمریکایی‌ برای نماز به این مسجد آمد‌وشد دارند. در آن‌جا با یک نوجوان سفیدپوست آمریکایی که قرآن را حفظ می‌کرد، ملاقات کردم. او روزانه مسافتی ۱۵ تا۲۰ مایلی را با اتوبوس یا قطار طی می‌کرد تا خود را به مسجد «الفاروق» برساند و در نمازهای جماعت شرکت کند.

در چهار روز اقامت بنده در آتلانتا، اجتماعات بزرگی برگزار شد که در آنها علاوه‌بر مسلمانان مقیم آتلانتا، مردم از مسافت‌های بسیار دور به آن‌جا ‌‌آمده و در این اجتماعت شرکت کردند. جذبه و شور فراگیری معارف دینی در وجود این مسلمانان علاوه‌بر شرکت پرشور آنان در جلسات سخنرانی، بیشتر زمانی تجلّی می‌یافت که در پایان جلسات به آنها فرصت طرح سؤال داده می‌شد. سؤال‌هایی که نوجوانان و جوانان در آن‌جا در مورد مسائل دینی می‌پرسیدند، در این‌جا (پاکستان) کمتر در ذهن کسی خطور می‌کند.

در این چهار روز، علاوه‌بر برگزاری اجتماعات و ایراد سخنرانی، سلسله ملاقات‌ها پیوسته در جریان بود و سؤال‌های آنها تا روز بازگشت حتّی تا فرودگاه ادامه یافت. در این مدّت فضای معنوی خاصّی را تجربه کردم و این چهار روز به سرعت باد گذشت.

سرانجام در هشتم دسامبر، با خاطره‌ای به‌یادماندنی از این سفر به وطن بازگشتم.

 

نوشتۀعلامه محمّدتقی عثمانی/ ترجمه: محمّد ذاکری‌فر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

مطالب زیر شاید مورد توجه شما قرار گیرد

شمارۀ جدید فصلنامۀ ندای اسلام منتشر شد

  هشتاد و یکمین شمارۀ فصلنامۀ ندای اسلام،