ما را چه شده است…

ما را چه شده است…

- درپژواک/ باخوانندگان
352
0

در جهان امروز، بسیاری سرگردان و نالان در پی دوایی هستند که دردهای خود را با آن التیام بخشیده نفسی راحت و توأم با آرامش بکشند، اما هنوز درد جانکاه است و دوا ناپیدا. یکی جاه به آه می‌دهد و دیگری درمان به درد.  سردرگمی عجیبی برعالَم حاکم گشته است و منشأ نابسامانی‌ها در گوشه‌ای از ناکجا آباد پنهان است. لذت زندگی فروکش کرده و همه‌چیز و همه‌کس طعم تلخ دارد و بوی تنفر می‌دهد. دامان آسایش و آرامش تنگ گشته و دریای همیشه خروشان مهر و محبت خشکیده است.

آشفته و مضطرب سردر گریبان خود می‌کنم تا چند صباح گذشته را مرور کنم. روزگاری که هنوز افق دیدمان نسبت به زندگی وسیع‌تر بود. با خود می‌گویم رمز و راز خوشبختی و سعادتمندی اسلاف و گذشتگانمان در چه بود؟ چرا روزگار صحابه و تابعین بام تا شام با لذت و شهد زندگی آمیخته بود؟ اسلاف و بزرگان گذشتۀ ما رایحۀ خوش زندگی و شادابی را از کدامین بوستان و از کدامین گل خوشبو می‌بوییدند؟

ما را چه شده است؟ گره‌ کور زندگی ما کجاست؟ آیا ما از ازل چنین بوده‌ایم؟ نه، هرگز روزگار ما چنین آشفته نبوده است و فقط ماییم که روزنه سعادت و خوشبختی خود را گم کرده‌ایم و در ناکجاآباد در پی گمشده خود هستیم درحالی‌که راه نجات و سعادت در چند قدمی ماست. آری؛ سعادت همین‌جاست، راه نجات هموار و مستقیم است. تنها کافی است خاکروبه‌های سستی و تنبلی را از روی لباس‌های خود بتکانیم  و برای تحولی نو در زندگی خود آماده باشیم. آن شاهراه مجد و بزرگی اتباع آن نبی رحمت و پیروی از سنت‌های آن رسول عالمیان است.

 

این نوشته به قلم عبدالمجید دوستی از افغانستان در ستون پژواک شمارۀ ۷۴-۷۵ مجلۀ ندای اسلام چاپ شده است.

 

 

 

 

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

مطالب زیر شاید مورد توجه شما قرار گیرد

شمارۀ جدید فصلنامۀ ندای اسلام منتشر شد

  هشتاد و یکمین شمارۀ فصلنامۀ ندای اسلام،